بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٥ - الف -«فقر عاميانه»
|
چون شكار فقر گردى تو، يقين |
همچو كودك اشك بارى يوم دين |
|
استنتاج
فقر، در اصل حادثهاى را گويند كه فشار و سنگينى آن پشت انسان را بشكند، چنانكه قرآن حال زيانكاران در روز قيامت را چنين تعريف مىكند:
تَظُنُّ أَنْ يُفْعَلَ بِها فاقِرَةٌ.[١]
«مىدانند عذابى در مورد آنان انجام مىشود كه پشت را درهم مىشكند.»
ازاينرو به انسان تهيدست و حاجتمند «فقير» مىگويند كه گويى فشار حادثه احتياج مهرههاى پشت او را درهم شكسته است.
|
آنكه شيران را كند رو به مزاج |
احتياج است احتياج است احتياج |
|
فقر، از جمله پديدههايى است كه هريك از صاحبنظران دينى، اخلاقى، اجتماعى، اقتصادى، عرفانى و ... نظر خود را در خصوص آن منطبق با مزاج علمى و برداشت ذهنى خود تعريف كردهاند كه البته همه اين نظريات، در جاى خود قابل توجه و مورد احترام است. ولى آنچه به مناسبت حكايت پيگفته، گفتنى است، اين است كه: مىتوان فقر را از جهتى، به دو قسمت كلى تقسيم كرد:
الف- «فقر عاميانه»
* فقر عاميانه، فقرى است كه انسان در برآورده شدن نيازهاى اوليه مادى خود عاجز باشد؛ بهطورىكه بدون كمك و مساعدت ديگران، ادامه زندگى براى او يا بسيار مشكل باشد يا غير ممكن.
اسلام در مورد اين نوع فقر، نه تنها نظر مساعدى ندارد بلكه با ارائه راهكارهاى
[١] - قيامت: ٢٥