بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠٧ - استنتاج
حكايت ٢٣٨
|
گفت او را: بس درازى بهر مُزد |
اندكى ز آن قدّ سروت هم بدزد |
|
«ضياء دلق» آدمى خوش اخلاق و شيرين كلام و درعينحال قدى بيش از حد دراز داشت. بهعكس، برادرش شيخ اسلام ملقّب به تاج بلخ، مفتى بلخ داراى قدى بسيار كوتاه بود.
روزى ضياء به مجلس درس برادرش شيخ اسلام كه مملوّ از شخصيتهاى بزرگ بود وارد شد. شيخ اسلام از كبر زيادى كه داشت جلو برادر خود با كراهت نيم قيامى كرد و فىالحال نشست.
وقتى ضياء از برادرش شيخ اسلام اين حركت ناپسند را ديد با كنايه به او گفت:
تو بسيار درازقدى، براى رسيدن به ثواب اندكى از آن سر و قدت بدزد.
|
گفت او را: بس درازى بهر مُزد |
اندكى ز آن قدِّ سروت هم بدزد |
|
استنتاج
از دستوراتى كه خداوند به پيغمبرش داده، خفض جناح براى مردم است.
خفض، به معناى فرود آوردن و ضدّ رفع است؛ چنانكه قرآن در توصيف قيامت مىفرمايد: «يكى از خصوصيات قيامت «خافِضَةٌ رافِعَةٌ»[١] است؛ يعنى
[١] - واقعه: ٣