بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩٥
حكايت ٢١٨/ صفحه ١١٨
|
آن زجاجى كو ندارد نور جان |
بول و قاروره است و قنديلش مخوان |
|
حكايت گازرى كه خرش فريب روباه را خورد و مورد حمله شير قرار گرفت. واقعنگرى يكى از مهمترين مسائل زندگى است.
حكايت ٢١٩/ صفحه ١٢٤
|
آن خر آن را ديد و مىگفت اى خدا |
من به فقر و عافيت دادم رضا |
|
حكايت رفتن خرى ضعيف در آخور اسبان پادشاه و ديدن آن خر اسبان نازپرورده را و .... مقايسه كمبودهاى خود با بودهاى ديگران يكى از پرتگاههاى مهلك زندگى است.
حكايت ٢٢٠/ صفحه ١٢٩
|
امتحان زين بيشتر خود چون بود |
رزق سوى صابران خوش مىرود |
|
حكايت زاهدى كه در مقام امتحان توكل برآمد. براى رسيدن به هدف هيچ عاملى مهمتر از حركت توأم با تلاش و كوشش نيست.
حكايت ٢٢١/ صفحه ١٣٣
|
چونكه مردى نيست خنجرها چه سود |
چون نباشد دل ندارد سود خُود |
|
حكايت مرد فاسد كه شخص منحرفى را به خانه برد و ... غريزه جنسى و آفات انحراف آن.
حكايت ٢٢٢/ صفحه ١٣٨
|
آدمى باش وز خرگيران مترس |
خر نهيى، اى عيسى دوران مترس |
|
حكايت شخصى كه با شتاب به خانهاى گريخت زيرا مأموران در بازار خران را مىگرفتند. حب ذات عامل حفظ ذات و حفظ ذات عاملى براى جلب منافع و دفع زيانها و خطرات است و مطالبى درباره ترس.
حكايت ٢٢٣/ صفحه ١٤٢
|
خانه را من روفتم از نيك و بد |
خانهام پُرّست از عشق احد |
|
حكايت محمد سررزى زاهد و دانشمند غزنين. آيا انسان مىتواند از دنياى مادى پلى به دنياى معنوى بزند؟