بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٨ - استنتاج
حكايت ٢٠٦
|
آب ديده او چو ديده او بود |
ديده ناديده، ديده كى شود |
|
مريدى به حضور پير مرادش رسيد، چون داخل شد ديد پير در حال گريستن و ناله كردن است.
مريد سادهدل نيز از روى تقليد همچون پير خود گريست درحالىكه نمىدانست علت و سبب گريه چيست؟ پس از گريه زياد، مريد بلند شد، پير مرادش را تعظيمى كرد و رفت.
مريد ديگرى كه شاهد اين ماجرا بود، بىدرنگ از پشت سر مريد اول آمد و گفت: اى برادر، گرچه در مرتبه تقليد گريه تو سودبخش است ولى گمان مبر كه گريه تو همچون گريه آن پير مراد است كه اين گمان از مقام پير مىكاهد؛ زيرا گريه تو بر اساس جهل و تقليد است ولى گريه پير مراد به علت غم جسمانى و فرح نفسانى نيست.
|
آب ديده او چو ديده او بُود |
ديده ناديده ديده كى شود |
|
|
آنچه او بيندنتان كردن مساس |
نز قياس عقل و نز راه حواس |
|
استنتاج
در حكايت پيشين سخن از بررسى فقهى گريه در نماز بود، در اين حكايت