بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٠٩ - استنتاج
١١- جن مىتواند انسان را گمراه كند.[١]
١٢- جن همچون انسان مرگ و زندگى دارد.[٢]
١٣- جن انسان را مىبيند ولى انسان جن را نمىبيند.[٣]
١٤- جنيان به قرآن و به پيامبر اسلام ايمان آوردند و همديگر را به كارهاى نيك دعوت مىكنند.[٤]
١٥- جن و انس دو گروه از موجودات باارزش خدا هستند.[٥]
١٦- جن در خدمت انسان قرار مىگيرد.[٦]
١٧- جن به انسانها پناه مىدهد.[٧]
آنچه در پيشتر ملاحظه كرديد، سرفصلى از خصوصيات وجودى جن بود كه با انطباق آن با خصوصيات وجودى انسان، مىبينيم هيچ تفاوتى ميان اين دو طايفه نيست جز در چند مورد. ولى از موارد بالا دو مورد است كه مىتواند محل استنتاج حكايت ما قرار گيرد؛ مورد اول شماره هفدهم است. قرآن مىفرمايد:
وَ أَنَّهُ كانَ رِجالٌ مِنَ الْإِنْسِ يَعُوذُونَ بِرِجالٍ مِنَ الْجِنِّ فَزادُوهُمْ رَهَقاً[٨]
«و اينكه مردانى از بشر به مردانى از جن پناه مىبرند و آنها سبب افزايش گمراهيشان مىشدند.»
اين آيه در ردّ خرافهاى است كه در زمان جاهليت و نيز در اين عصر وجود دارد و آن اينكه خرافهگرايان فكر مىكنند با توسل به جن مىتوانند از شرّ بسيارى از آفات در امان بمانند.
مورد دوم شماره سيزدهم است، كه مىفرمايد:
[١] - جن: ٦
[٢] - فصلت: ٢٥
[٣] - اعراف: ٢٧
[٤] - جن: ١٥- ١
[٥] - الرحمن: ٣١
[٦] - نمل: ٣٩
[٧] - جن: ٦؛ در تأييد هريك از عناوين فوق، آيات زيادى در قرآن آمده كه جهت اختصار به ذكر يكى از آنها اكتفا شد.
[٨] - جن: ٦