بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٦ - استنتاج
او از غايبان است.»
لَأُعَذِّبَنَّهُ عَذاباً شَدِيداً أَوْ لَأَذْبَحَنَّهُ أَوْ لَيَأْتِيَنِّي بِسُلْطانٍ مُبِينٍ[١]
«او را قطعا كيفر شديدى خواهم داد و يا او را ذبح مىكنم و يا دليل روشنى براى من بياورد.»
سليمان براى هدهد در صورت نداشتن عذر موجه، دو مجازات قائل شد:
١- كيفر شديد ٢- قتل.
اينكه منظور از كيفر شديد چه بوده؟ قرآن كريم بيان نكرده است ولى مولانا به مناسبت حكايت گرفتار آمدن آهو در ميان طويله خران، يعنى مجالست با غير همجنس مىگويد: سليمان تصميم داشت براى مجازات هدهد، او را در قفسى حبس كند كه حيوانى غير از جنس خود در آن قفس باشد.
|
تا سليمان گفت آن هدهد اگر |
هجر را عذرى نگويد معتبر |
|
|
بكشمش يا خود دهم او را عذاب |
يك عذاب سخت بيرون از حساب |
|
|
هان كدام است آن عذاب اى معتمد |
در قفس بودن بغير جنس خود |
|
زيرا از نظر مكتب عرفانى مولانا:
|
هركه را با ضد خود بگذاشتند |
آن عقوبت را چو مرگ انگاشتند |
|
و باز در جاى ديگر مىگويد:
|
كى پرد مرغى مگر با جنس خود |
صحبت ناجنس گور است و لحد |
|
چنانچه در سخن مشايخ آمده است:
«أضيق السّجن معاشرة الأضداد».
«تنگترين زندانها معاشرت كردن با اضداد است.»[٢]
[١] - نمل: ٢٠ و ٢١
[٢] - شرح انقروى، ج ١٢، ص ٣٠٣