بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨٢ - استنتاج
تَقْوِيمٍ ... نگاه مىكند، عوام الناس سطحىنگر كه جز به ظواهر نمىانديشند، همواره مجنون را مورد سرزنش قرار مىدادند كه اين همه دلباختگى به آيات الهى براى چيست؟
مجنون در پاسخ آنان گفت:
هريك از مخلوقات الهى را كه مىبينيد، به كوزهاى مىماند كه محتواى آن كوزه براى من شراب ناب روحانى است ولى براى شما سركه!
|
گفت: صورت كوزه است و حسن مى |
مى خدايم مىدهد از نقش وى |
|
|
مر شما را سركه داد از كوزهاش |
تا نباشد عشق اوتان گوش كَش |
|
دست قدرت الهى، در كوزه وجود مخلوق خود، هم انگبين و شراب ناب روحانى قرار داده هم زهر.
|
از يكى كوزه، دهد زهر و عسل |
هر يكى را دست حق عزّ و جلّ |
|
انسانهاى سطحىنگر فقط به ظواهر مخلوقات كه حاصلى جز شر و غم و اندوه ندارند چشم دوختهاند، لذا ذائقه آنان لذّت شراب ناب روحانى را احساس نمىكند.
|
كوزه مىبينى، ليكن آن شراب |
روى ننمايد به چشم ناصواب |
|
پس اى عزيز، خود را بساز تا همه مخلوقات به ساز تو بسازند و آن وقت خواهى ديد كه خداوند در دنيا نه تنها هيچ شرى نيافريد، بلكه همه مخلوقات خدا به نحوى خيرند و مفيد فايده.
***