بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣١٤ - استنتاج
حكايت ٢٦٠
|
گفت واپس واپس اى خيره سرت |
باز مىرو تا به ... مادرت |
|
شخصى به ميهمانى خواجه رفت. خواجه از سن و سال ميهمان جويا شد.
ميهمان گفت: هيجده سال دارم. شايد هم هفده سال، نه نه بلكه شانزده سال، و شايد پانزده سال داشته باشم!
خواجه به ميهمانش گفت: اى خيرهسر، اينطور كه تو عقب مىروى مىترسم از فلان مادرت سر دربياورى.
استنتاج
پسگرايى، پيشگرايى، درجا زدن.
هريك از سه عنوان فوق تنها در رابطه با متعلق خود مىتواند تفسير درستى داشته باشد. مثلا وقتى مىگوييم: فلانى پسگرا است.
سؤال مىشود: پسگرا در چه؟ اين «در چه» مشخص مىكند كه حركت پس گرايانه او شايسته مدح است يا مستحق ذمّ؛ مثلا قرآن در مسأله اعتقادى در جايى حركت ارتجايى و پسگرايى را مورد نكوهش قرار داده و در موردى هم شايسته مدح و ستايش. آنجا كه حركت ارتجاعى و پسگرايى مورد نكوهش قرار گرفته آنجاست كه حالت گريز از واقعيات نوظهور و التجا به اوهام گذشته را داشته باشد.