بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٩ - استنتاج
حكايت ٢٤٧
|
عاشقى كآلوده شد در خير و شر |
خير و شر منگر، تو در همت نگر |
|
روزى سؤالكنندهاى از واعظى پرسيد: اى كسىكه از عالىترين خطيبانى، سؤالى دارم و آن اينكه: فرض كنيم پرندهاى روى ديوار قلعهاى نشسته است، بگو ببينم سر آن پرنده بهتر است يا دمش؟ واعظ پاسخ داد: اگر سر پرنده به طرف شهر و دم آن به طرف ده باشد، بدان كه سر آن پرنده از دمش بهتر است و اگر دم آن به طرف شهر و رويش به طرف ده باشد دمش بهتر است.
|
مرغ با پَر مىپرد تا آشيان |
پَرِّ مردم همّت است اى مردمان |
|
|
عاشقى كآلوده شد در خير و شر |
خير و شر منگر، تو در همّت نگر |
|
|
باز اگر باشد سپيد و بىنظير |
چونكه صيدش موش باشد، شد حقير |
|
|
ور بود جُغدى و ميلِ او به شاه |
او سرِ بازست، منگر در كلاه |
|
استنتاج
«وجه»، به اولين قسمت هر چيزى كه در معرض ديد انسان قرار مىگيرد، گفته مىشود. و اينكه راغب گفته است وجه در اصل صورت است، به خاطر اين است كه صورت اولين عضو از اعضاى انسان است كه در برخورد، به آن مواجه مىشويم.
و «وجه كلّ شىء مستقبله»؛ «وجه هرچيز، همانچيزى است كه روبروى ماست».