بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٠ - استنتاج
اين معنى در مورد «وجه» تنها در امور حسّى اطلاق نمىشود بلكه در امور غير حسى نيز قابل استفاده است؛ مثلا به جايگاه و ارزش اجتماعى كه معمولا قبل از هر چيز چشم انسان را مىگيرد، وجه مىگويند؛ چنانكه گفته مىشود: فلان وجيه؛ يعنى فلانى صاحب مقام و ارزش اجتماعى است.
قرآن هم حضرت عيسى ٧ را چنين معرفى مىكند:
... اسْمُهُ الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ وَجِيهاً فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ ...[١]
«نامش مسيح عيسى بن مريم است درحالىكه در اين جهان ديگر صاحب شخصيت خواهد بود.»
و اما قرآن در بسيارى از آيات، وجه را به خدا نسبت داده است. حال بايد ديد منظور از وجه در اين نسبت چيست؟
«وجه خدا» در قرآن به معانى مختلف آمده است:
* ذات پاك پروردگار عالم: ... كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ...؛[٢] «همهچيز فانى مىشود جز ذات پاك خدا.»
* جهت و سمت و سوى پروردگار: وَ لا تَطْرُدِ الَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَداةِ وَ الْعَشِيِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ ...؛[٣] «آنها را كه صبح و شام خدا را مىخوانند و جز سمت او نظرى ندارند.»
* رضايت و خشنودى خدا است: فَآتِ ذَا الْقُرْبى حَقَّهُ وَ الْمِسْكِينَ وَ ابْنَ السَّبِيلِ ذلِكَ خَيْرٌ لِلَّذِينَ يُرِيدُونَ وَجْهَ اللَّهِ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ[٤]
«چون چنين است حق نزديكان و مسكينان و ابن سبيل را ادا كن، اين براى آنها كه رضاى خدا را مىطلبند بهتر است و چنين كسانى رستگارانند.»
* عظمت حضرت حق وَ الَّذِينَ صَبَرُوا ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِمْ ...؛[٥] «و آنها كه به خاطر عظمت پروردگارشان شكيبايى مىكنند.»
[١] - آل عمران: ٤٥
[٢] - قصص: ٨٨
[٣] - انعام: ٥٢
[٤] - روم: ٣٨
[٥] - رعد: ٢٢