بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٥ - استنتاج
آردى كه در پيش سگ پارهپاره شود غلام نيز زير آن مرد پارهپاره شده بود.
صبح كه شد طاس و بقچه بزرگ آوردند و غلام را به رسم دامادها به حمام فرستادند ولى چه غلامى! كه نشيمنگاهش مانند لباس كارگران آتشخانه حمام، پاره پاره شده بود.
غلام از حمام به حجله خود برگشت ولى با كمال تعجب دختر خواجه را ديد كه در لباس عروسى در حجله نشسته است.
لحظهاى با نگاه تند به عروس خيره شد، سپس با دو دست به او اشاره كرد كه خاك بر سرت الهى كه كسى با عروسى ناپسند و بدكردار مانند تو وصلت نكند.
|
روز رويت روى خاتونانتر |
... زشتت شب بتر از ... خر |
|
|
همچنان جمله نعيم اين جهان |
بس خوش است از دور پيش از امتحان |
|
|
مىنمايد در نظر از دور آب |
چون روى نزديك، باشد آن سراب |
|
|
گنده پيرست او و از پس چاپلوس |
خويش را جلوه كند چون نوعروس |
|
|
هين مشو مغرورِ آن گلگونهاش |
نوشِ نيش آلوده او را مچش |
|
|
صبر كن كالصبر مفتاح الفرج |
تا نيفتى چون فرج در صد حرج |
|
استنتاج
زندگى دنيا چيزى جز فريب نيست، اى انسانها متوجه باشيد كه دنيا فريبتان ندهد.
يكى از واژههاى مورد استفاده قرآن در مذمّت دنيا، واژه «غرور» است.
غرور از ماده «غرر» فريب دادن، چيزى را برخلاف آنچه هست نمودن، به امر باطل اميدوار ساختن، اظهار خيرخواهى و نهان داشتن سوء قصدى است كه در دل دارد.
اظهار خيرخواهى كسى است كه در دل بناى فريب و خدعه وى را داشته باشد.