بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٩١
فهرست
حكايت ١٩٥/ صفحه ٧
|
خواست ديوانه شدن، عقلش رميد |
دست عقل مصطفى بازش كشيد |
|
حكايت مهمان شدن كافرى در شب به خانه پيغمبر و آلوده كردن رختخواب خانه پيغمبر در خواب. زدن نشتر ارشاد بر دملهاى چركين روحى وقت مناسب دارد.
حكايت ١٩٦/ صفحه ١٣
|
هست صوفى آنكه شد صفوتطلب |
نه لباس صوف و خياطى و دب |
|
حكايت يكى از صوفيان كه از دلتنگى قبايش را دريد. صوفى و تحقيقى در خصوص معنى لغوى و اصطلاحى اين كلمه.
حكايت ١٩٧/ صفحه ١٧
|
ليك لعب باز گونه بود سخت |
پيش پاى هر شقى و نيكبخت |
|
حكايت درويشى كه ديدار خدا را شرح مىدهد. تحمل درد و آلام عاقبت انسان را به عافيت و آرامش مىرساند و شرحى در خصوص اين مطلب
حكايت ١٩٨/ صفحه ٢١
|
كلّ خود را خوار كردى اى بليس |
پاره اين كل نباشد جز خسيس |
|
حكايت مرد عربى كه با انبانى پر از غذا براى سگش كه از گرسنگى مىمرد گريه مىكرد. انسانها نسبت به هم مسئولند. خدمت به جامعه و جبران كمبودها و رفع نقائص آن، شكلهاى گوناگون و مراحل مختلفى دارد.
حكايت ١٩٩/ صفحه ٢٥
|
اى بسا صياد بىرحمت مدام |
بهر اين پرها نهد هر سوم دام |
|
حكايت حكيمى كه در صحرا ديد طاووسى پرهاى زيباى خود را مىكند. تحمل شكنجه بجرم متصف بودن به ارزشهاى انسانى و ريشهيابى عوامل اين پديده شوم.