بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦٢ - استنتاج
حكايت ٢٠٧
|
كار بىاستاد خواهى ساختن |
جاهلانه جان بخواهى باختن |
|
حكايت جمع شدن كنيزكى با خرى و ديدن خاتون كنيزك اين ماجرا و ...
...
...
اين حكايت برخلاف حكايات مثنوى، از نظر انتخاب اسلوب، مستهجنترين حكايات مولانا است، تا جايى كه به نظر مىرسد شرح و بيان ريزهكارىهاى آن، خلاف اخلاق اسلامى و سنت سنيّه تربيت قرآنى است.
درهرحال، شايد بتوان گفت اين هم نوعى هنرنمايى است كه شربت گوارايى را در ظرفى تهوّعآور به خورد سالكان سلوك داد، البته اگر حالت تهوّع و اشمئزاز سالك نسبت به آن ظرف، شربت را دوباره پس ندهد و استفراغ نكند! لذا ما براى حفظ تعادل مزاج سالكان سلوك، از بيان اصل حكايت صرفنظر كرديم و تنها به شرح و بيان يك نكته از نكات آموزنده آن مىپردازيم:
استنتاج
علماى اخلاق عقل انسان را به منزله تاجرى فرض كردهاند كه در بازار دنيا به تجارت مشغول است، سرمايه اين تاجر عمر او و شريك و مددكارش نفس او است، و سود اين تجارت تحصيل اخلاق فاضله و اعمال صالح است كه وسيلهاى براى آسايش و آرامش ابدى در دنيا و آخرت مىباشد، زيان او كسب گناهان و زشتىهايى است كه منجر به گرفتارىهاى دنيا و آخرت و عذاب اليم الهى مىباشد.