بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٦٤ - استنتاج
«أولئك خلفاء اللّه في أرضه و الدّعاة إلى دينه آه آه شوقا إلى رؤيتهم».
آنان در زمين خلفا و نمايندگان خدا- مردم را- به سوى دين او مىخوانند، آهآه بسيار مشتاق و آرزومند ديدار آنان هستم.»[١]
و حضرت ولى عصر (عج) در توقيع شريف خطاب به محمد بن عثمان، امت را به اين راهنمايان جامع الشرايط سپرده و فرمودهاند:
«و أمّا الحوادث الواقعة فارجعوا فيها إلى رواة حديثنا فإنّهم حجّتي عليكم و أنا حجّة اللّه»
«در حوادث و رويدادهاى تازه، به راويان حديث ما رجوع كنيد كه ايشان حجّت من بر شما و من حجّت خدا بر ايشانم.»[٢]
و حضرت امام حسن عسكرى ٧ مىفرمايند در صفات فقها فرمودند:
«فأمّا من كان من الفقهاء صائنا لنفسه حافظا لدينه مخالفا على هواه مطيعا لأمر مولاه فللعوامّ أن يقلّدوه و ذلك لا يكون إلّا بعض فقهاء الشّيعة لا كلّهم»
«پس هركس از فقها كه بر نفس خود مسلّط باشد، حافظ دين خويش گردد، مخالف هواهاى نفس و مطيع امر مولاى خود شود، بر عوام است كه از او تقليد كنند و اين حكم شامل بعضى از فقهاى شيعه مىشود، نه همه آنها.»[٣]
|
شب كه خورشيد جهانتاب نهان از نظر است |
قطع اين مرحله با نور مهى بايد كرد |
|
بنابراين، نقش رهبريت جامع الشرايط در طى سلوك، آنقدر مهم است كه پيغمبر بزرگوار اسلام ٦ فرمودند:
«من مات و ليس له إمام فميتته ميتة جاهليّة»
«هركس بميرد و براى او امام و رهبرى نباشد مردنش مردن جاهليت است.»[٤]
[١] - نهج البلاغه، مواعظ ١٣٩
[٢] - وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ١٠١
[٣] - وسائل الشيعه، ج ١٨، ص ٩٥
[٤] - اصول كافى، ج ٢، ص ٢٦٩