بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨٢ - توضيح مطلب
جوارح تلاش و كوشش خود را متوقف مىكنند، يا بعضا به شدت از تلاش خود مىكاهند و از آنچه در محيط اطراف مىگذرد بىاطلاعاند، روح را نيز خوابى است به نام «غفلت» كه در صورت عارض شدن خواب غفلت بر روح انسان، از توجه به اسباب (براى رسيدن به هدف) يا منصرف مىشود يا اساسا آن اسباب را به فراموشى مىسپارد.
توضيح مطلب:
شما فرض كنيد شخصى با هدف تجارت حلال، با سرمايه لازم وارد بازار مىشود، پس از مدتى معامله و دادوستد، وقتى مزه پول به كامش شيرين مىنشيند آنچنان به خود مشغول مىشود كه از «تجارت حلال»، تنها به «تجارت» مىانديشد و بس، ديگر حلال و رعايت اصول اسلامى در تجارت از يادش مىرود و از آنچه كه با آن هدف پا به ميدان بازار گذاشته بود غفلتزده مىشود.
اين حالت؛ يعنى غفلت از اصل و پرداختن به فرع، نه تنها براى انسان در تجارت مادى قابل تصور است بلكه در تمام امور زندگى قابل پيشبينى است كه مهمترين آن مسأله سلوك الى اللّه با هدف وصول به لقاء اللّه است.
سالك با اين هدف متعالى و مقدس، در مسيرى قدم برمىدارد كه هريك از پرتگاهها و گردنههاى خوفناك آن، رهروان بسيارى را در كام خود به هلاكت رسانده و آنان را از رسيدن به مقصود باز داشته است. كه از جمله آنها پرتگاه غفلت را مىتوان نام برد.
پرتگاه غفلت، به عكس پرتگاههاى ديگر، ضمن اينكه خود هلاك كننده سالك است، ضمنا نقش اساسى را در ايجاد پرتگاههاى ديگر ايفا مىكند؛ مثلا:
دروغ، تهمت، غرور، تنبلى و ... هريك پرتگاههاى مهلكى هستند كه در مسير راه سالك بالقوّه وجود دارند، آنچه كه بتواند بالفعل زير پاى سالك را خالى كند و پرتگاه گناه يا انحرافى را بر او بهوجود آورد «غفلت» است.
اينكه حضرت على ٧ مىفرمايد: «ألغفلة اضرّ الاعداء»؛ «غفلت زيان زنندهترين