بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٨ - استنتاج
چنانكه حق طبيعى و اجتماعى طاوس اين است كه پروبالى زيبا و رنگارنگ داشته باشد و آن را در معرض ديد همگان قرار دهد تا هم غريزه خودنمايى او ارضا شود و هم بيننده به تلذّذ روحى متلذّذ گردد، ولى اينگونه حقوق، همواره از طرف آزمندان جامعه مورد تعرض قرار مىگيرد.
لذا مولانا از قول طاوس كه مشغول كندن پرهاى زيباى خود بود به معترض چنين مىگويد:
«مگر نمىبينى به طمع اين پروبال زيبا، از هر طرف بلاها به سوى من مىآيد؟»
|
آن نمىبينى كه هر سو صد بلا |
سوى من آيد پى اين بالها |
|
چه بسارند صيادان آزمند و بىرحمى كه براى به دست آوردن پرهاى زيبايم در هر سو دام گستردهاند و تيرهاى مرگآسا به سويم نشانه مىروند؟
|
اى بسا صياد بىرحمت مدام |
بهر اين پرها نهد هر سوم دام |
|
|
چند تيرانداز بهر بالها |
تير سوى من كشد اندر هوا |
|
حال كه در مقابله با اين سرنوشت و بلايا و حفظ جان خود قدرتى ندارم، بهتر آن است كه خود را زشت نمايم تا مطمع نظر طمعكاران قرار نگيرم.
|
چون ندارم زور و ضبط خويشتن |
زين قضا و زين بلا و زين فِتن |
|
|
آن به آيد كه شوم زشت و كريه |
تا بُوَم ايمن در اين كهسار و تيه |
|
اين زيبايى، اين موقعيت اجتماعى و اين تعلّقات شيرين دنيوى بلاى جان من شده است، يا بايد با حفظ اين عوامل محرّك و دشمنآفرين، همواره هدف تير بلا قرار گيرم و يا براى حفظ جان خود بايد خود را از همه اين تعلّقات پاكسازى نمايم، و من اكنون راه دوم را برگزيدهام.
|
اين سلاحِ عُجب من شد اى فتى |
عُجب آرد مُعجبان را صد بلا |
|
***