بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤١٧ - فرازى از سخنان حضرت على
خدا با دست خود لحد ساخت و خاك آن را با دست خود درآورد و در قبر روى پهلو دراز كشيد و اينچنين دعا كرد:
«اللّه الّذى يحيى و يميت و هو حىّ لا يموت اغفر لامّى فاطمة بنت اسد و وسّع عليها مدخلها بحقّ نبيّك و الانبياء الّذين من قبلى».
«خدايى كه زنده مىكند و مىميراند و او زنده است و نمىميرد، مادرم فاطمه دختر اسد را بيامرز و جايگاه او را وسيع قرار ده به حق پيامبرت و پيامبرانى كه پيش از من بودهاند.»[١]
همانگونه كه روشن است پيغمبر ٦ براى اجابت خواسته خود، به پيامبران قبل از خود توسّل مىجويد.
فرازى از سخنان حضرت على ٧ هنگام غسل دادن و كفن كردن پيامبر ٦:
«بأبي أنت و أمّي اذكرنا عند ربّك و اجعلنا من بالك».
«پدر و مادرم به فداى تو باد! ما را نزد پروردگارت به ياد آر و در خاطر خويش نگهدار!»[٢]
تفسير شريف نمونه، از كتاب «وفاء الوفا» نوشته دانشمند معروف سنى، «سمهودى» چنين آورده است:
مدد گرفتن و شفاعت خواستن در پيشگاه خداوند، از پيامبر ٦ و از مقام و شخصيت او، هم پيش از خلقت او مجاز است، هم بعد از تولدش، هم بعد از رحلتش، هم در عالم برزخ و هم در روز رستاخيز.
سپس روايت معروف توسل حضرت آدم ٧ را به پيامبر ٦ از عمر بن خطاب نقل كرده كه حضرت آدم روى اطلاعى كه از آفرينش پيامبر ٦ در آينده داشت، به پيشگاه خداوند چنين گفت:
[١] - آيين وهابيت، اين حديث را از چند كتاب اهل سنت نقل مىكند.
[٢] - نهج البلاغه، خطبه ٢٢٦