بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٩٣ - استنتاج
«اى واى بر من! كاش فلان- شخص گمراه- را دوست خود انتخاب نكرده بودم.»
لَقَدْ أَضَلَّنِي عَنِ الذِّكْرِ بَعْدَ إِذْ جاءَنِي وَ كانَ الشَّيْطانُ لِلْإِنْسانِ خَذُولًا[١]
«او مرا از ياد حق گمراه ساخت بعد از آنكه آگاهى به سراغ من آمده بود و شيطان هميشه مخذول كننده انسان است.»
دقت در نكات آيات فوق از قبيل:
... يَعَضُّ الظَّالِمُ عَلى يَدَيْهِ ...؛ «ظالم از شدت ناراحتى دستش را مىگزد.»
يا وَيْلَتى ...؛ «اى واى بر من!»
لَقَدْ أَضَلَّنِي ...؛ «همانا- دوست ناباب- گمراهم ساخت.»
نشاندهنده تصوير گويايى از پشيمانى غير قابل جبرانى است كه انسانهاى فريبخورده در قيامت گرفتار آن خواهند شد.
قال الجواد ٧: «إيّاك و مصاحبة الشّرّير فإنّه كالسّيف المسلول يحسن منظره و يقبح أثره»
حضرت امام جواد ٧ فرمودند: «از دوستى با افراد شرير بپرهيز كه آنان همچون شمشير برهنهاند، ظاهر آنان زيبا ولى اثر بسيار زشتى دارند.»[٢]
پيغمبر بزرگوار اسلام ٦ فرمودند:
«الوحدة خير من قرين السّوء»؛ «تنهايى بهتر است از دوست بد داشتن.»[٣]
*** مولانا در اين حكايت نغز و پرمعنى لزوم مصاحبت با دوستان خوب و پرهيز از دوستان ناباب را مورد تأكيد قرار داده و چنين نتيجه مىگيرد:
موش، كنايه است از دوست ناباب
[١] - فرقان: ٢٩- ٢٧
[٢] - بحار الأنوار، ج ٧٤، ص ١٩٨ و ١٩٩
[٣] - همان.