بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٨ - ب -«فقر عارفانه»
غلام هندى، كنايه است از سالك مبتدى.
مادر غلام، كنايه است از طبيعت استغنىجوى سالك.
طبيعت استغنىجوى انسان همواره انسان را از فقر و تنگدستى مىترساند و از آن، چهره وحشتناكى به تصوير مىكشد. درحالىكه اگر چهره واقعى فقر عارفانه به نمايش گذاشته شود، انسان نه تنها از او نمىترسد بلكه عاقبتبخيرى خود را در رو آوردن به آن مىبيند.
|
فقر آن محمود توست اى بىسعت |
طبع از او دايم همى ترساندت |
|
|
گر بدانى رحم اين محمود راد |
خوش بگويى عاقبت محمود باد |
|
اى سالك ترسو، فقر عارفانه مثل سلطان محمود است كه دورادور، وحشتناك است ولى از نزديك تلطّفزا و تليّنآفرين است. تو حرفهاى طبيعت گمراهكننده خود را گوش مكن.
|
فقر آن محمود توست اى بيم دل |
كم شنو زين مادر طبع مُضِل |
|
اگر تو شكار فقر عارفانه گردى، بهطور يقين روز قيامت مانند آن غلام هندى از شادى گريه خواهى كرد.
|
چون شكار فقر گردى تو، يقين |
همچو كودك اشك بارى يوم دين |
|
رسول گرامى اسلام ٦ فرمودند:
«الفقر شين عند النّاس و زين عند اللّه يوم القيامة».
«فقر در نزد مردم زشت است ولى در پيشگاه خدا روز قيامت زينت است.»[١]
[١] - نهج الفصاحه.