بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٨ - استنتاج
حكايت ٢٢٩
|
گفت شحنه آنچه من هم مىكنم |
حكم حق است اى دو چشم روشنم |
|
مردى را به جرم دزدى، براى اجراى حكم شرعى آماده مىكردند. دزد به قاضى گفت: آنچه من كردم آن حكم و تقدير الهى بود، پس چرا به آن رضا نمىدهى؟
قاضى گفت: اى دزد، آنچه را كه من مىكنم اين نيز حكم و تقدير الهى است.
|
گفت دزدى شحنه را كاى پادشاه |
آنچه كردم بود آن حكم اله |
|
|
گفت شحنه آنچه من هم مىكنم |
حكم حق است اى دو چشم روشنم |
|
استنتاج
يكى از صفات بارى تعالى، علم خداوند است (عالِمُ الْغَيْبِ وَ الشَّهادَةِ- خداوند عالم بر غيب و شهود است).[١] خداوند متعال ضمن اينكه عالم است، علمش بر همه چيز عالم است بلكه ذات معلومات در نزد خدا حاضر است و اين حضور هم نه به معناى اين است كه تصويرى از مخلوقات نزد خدا باشد بلكه به معناى احاطه وجودى او بر همه پديدههاست يا به تعبيرى ذات خدا عين علم و علم او عين ذات مقدسش مىباشد.
با توجه به احاطه علمى خدا بر ما كان و ما كائن و ما يكون، اين سؤال مطرح
[١] - تغابن: ١٨ و آيات بسيارى دلالت بر اين صفت خدا دارند.