بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٦٧ - استنتاج
شيطان فلانى را گمراه كرد به اين معنا نيست كه شيطان به زور او را وادار به گناه كرد بلكه شيطان تنها وسوسه مىكند و كار خلاف را براى انسان زينت مىبخشد:
... وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطانُ أَعْمالَهُمْ ....[١]
«و شيطان اعمالشان را در نظرشان زينت داده است.»
|
اختيارى هست در ظلم و ستم |
من ازين شيطان و نفس اين خواستم |
|
پس اى آقاى جبرى، تسليم شيطان شدن به بهانه اينكه او قدرت مافوق است، عذرى بدتر از گناه است و آن مثالهايى هم كه تو آوردى، مانند: سنگ مسجد يا كرباس و يا ... و آنها را با انسان قياس كردى، اين يك قياس مع الفارق است؛ زيرا سنگ و چوب اختيارى ندارند ولى انسان مختار است.
وَ قالَ الشَّيْطانُ لَمَّا قُضِيَ الْأَمْرُ إِنَّ اللَّهَ وَعَدَكُمْ وَعْدَ الْحَقِّ وَ وَعَدْتُكُمْ فَأَخْلَفْتُكُمْ وَ ما كانَ لِي عَلَيْكُمْ مِنْ سُلْطانٍ إِلَّا أَنْ دَعَوْتُكُمْ فَاسْتَجَبْتُمْ لِي فَلا تَلُومُونِي وَ لُومُوا أَنْفُسَكُمْ ....[٢]
«و شيطان هنگامىكه كار تمام مىشود، مىگويد: خداوند به شما وعده حق داد و من هم به شما وعده دادم و تخلف كردم، من بر شما تسلطى نداشتم جز اينكه دعوتتان كردم و شما پذيرفتيد. بنابراين، مرا سرزنش نكنيد، بلكه خود را سرزنش كنيد.»
[١] - نمل: ٢٤
[٢] - ابراهيم: ٢٢