بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٨١ - استنتاج
انسانهايى كه زمينه پذيرش وسوسههاى او را دارند مىشود شر، چنانكه همين شيطان در رابطه با انسانهاى مؤمن نه تنها شر نيست بلكه خير هم هست؛ زيرا ضديت با خواستههاى او عامل تكامل معنوى مؤمن مىشود. با توجه به مطالب فوق نتيجه مىگيريم:
الف: همه پديدهها مخلوق خدا هستند.
ب: خداوند همه مخلوقاتش را نيكو و به دور از هر شرّ و زشتى آفريد.
پ: هريك از مخلوقات در رابطه با مخلوقات ديگر، هم مىتوانند عامل خير باشند و هم عامل شرّ.
مگرنه اين است كه وجود نازنين پيغمبر اسلام ٦ خير محض بود ولى همين خير محض در رابطه با كفار و دشمنان خدا شرّ و عذاب بود، چنانكه در رابطه با مؤمنان لطف بود و رحمت.
مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْكُفَّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُمْ ....[١]
«محمد فرستاده خدا است و كسانىكه با او هستند در برابر كفار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند.»
و يا قرآن اين كتاب آسمانى، در عين حال كه براى گروه مؤمنان شفا و رحمت است، براى گروه ستمگران جز زيان و ضرر نيست.
وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَ لا يَزِيدُ الظَّالِمِينَ إِلَّا خَساراً[٢]
«قرآن را نازل مىكنيم كه شفا و رحمت براى مؤمنان است و ستمگران را جز خسران نمىافزايد.»
*** مولانا در اين حكايت خبر از عارفى واقعنگر (مجنون) مىدهد كه همه پديدههاى الهى كه نمادى از آن در ليلى مجسم شده بود را با چشم ... أَحْسَنِ
[١] - فتح: ٢٩
[٢] - اسراء: ٨٢