بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢٨ - استنتاج
«اينان هنوز به عقبه زندگى نرسيده و از آن بالا نرفته، سر به طغيان و ناسپاسى بلند كردهاند!»
فَلَا اقْتَحَمَ الْعَقَبَةَ؛ «و آن گردنه صعب العبور و آن گود آزمايش چيست؟»
وَ ما أَدْراكَ مَا الْعَقَبَةُ؛ «تو چه مىدانى كه آن عقبه چيست؟»
تو پايين عقبه ايستادهاى. هنوز قدم در مسير پيچ در پيچ و صعب العبور و خطرناك زندگى نگذاشتهاى. تو هنوز فشار كمرشكن واقعيات زندگى را بدوش نكشيدهاى! مىخواهى چند نمونه از اين گردنههاى خطرناك را براى تو نام ببرم؟
فَكُّ رَقَبَةٍ؛ «آزاد كردن برده است.»
أَوْ إِطْعامٌ فِي يَوْمٍ ذِي مَسْغَبَةٍ؛ «يا اطعام كردن در روز گرسنگى.»
يَتِيماً ذا مَقْرَبَةٍ؛ «يتيمى از خويشاوندان را.»؟؟
أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَةٍ؛ «يا مستمندى به خاك افتاده را.»؟؟
اگر توانستى از اين گردنه «انفاق مال در راه خدا» عبور كنى، تازه اين مقدمهاى مىشود براى عبور از گردنه انفاق جان در راه خدا و مراحل بعدى.
رسول گرامى اسلام ٦ فرمودند:
«انّ امامكم عقبة كئودا لا يجوّزها المثقّلون و أنا اريد ان اخفّف عنكم لتلك العقبة».
«پيش روى شما گردنه صعب العبورى است. كسانىكه بارشان سنگين است توان عبور از آن گردنه را ندارند و من ميل دارم بار شما را براى عبور از اين گردنه سبك كنم.»[١]
*** مولانا در اين حكايت به همان نكتهاى توجه دارد كه در استنتاج بدان اشاره شد.
[١] - نور الثقلين، ج ٥، ص ٥٨٣