بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٦١ - استنتاج
محفل شاه رفت و جام شراب را برداشت. شاه نيز مانند دوزخى آتشين دنبال او به محفل آمد. فقيه وقتى ديد كه شاه از دست او خشمگين است، بر سر ساقى شاه بانگ زد كه: هان! جام شرابى به شاه بده و او را بر سر حال آور.
شاه از اين حرف فقيه خنديد و بر سر حال آمد و آن كنيز را به فقيه بخشيد.
استنتاج
«سكر»، مستى است و اين حالتى است كه ميان انسان و عقل او عارض مىشود.[١] و اختلالات پندارى، رفتارى و گفتارى از بارزترين نشانههاى اين حالت در انسان سكران و مست است. محسوسترين، قوىترين و معروفترين عوامل ايجاد اين عارضه در عقل، همان چيزى است كه از آن به عنوان «مشروبات الكلى» يا به تعبيرى «خمر» ياد مىشود. نكاتى در اين باره را در آخر استنتاج مىآوريم.
عوامل ديگرى هم در ايجاد عارضه سكر مىتوانند در انسان نقش بسزايى داشته باشند؛ از آنجمله: سكر مال، سكر زيبايى، سكر قدرت، سكر مرگ، سكر گمراهى و جهالت، سكر عشق و حتى سكر عبادت و ...
هريك از اين عوارض مستى مىتواند حجابى ميان انسان و عقل او به وجود آورد كه انسان را از فهم حقايق محروم سازد و در نتيجه پندار و رفتار و گفتارش را تحت تأثير اختلالاتى از مسير حقيقت منحرف نمايد.
قرآن مؤمنان را از عبادت با حالت مستى و سكر برحذر داشته و مىفرمايد:
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْرَبُوا الصَّلاةَ وَ أَنْتُمْ سُكارى حَتَّى تَعْلَمُوا ما تَقُولُونَ ...[٢]
«اى كسانىكه ايمان آوردهايد، درحالىكه مست هستيد به نماز نزديك نشويد تا بدانيد چه مىگوييد.»
[١] - مفردات راغب.
[٢] - نساء: ٤٣