بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٧ - استنتاج
حكايت ١٩٧
|
ليك لعب بازگونه بود سخت |
پيش پاى هر شقى و نيكبخت |
|
درويشى به درويش ديگر گفت: تو حضرت حق را چگونه ديدى؟
درويش دوم در پاسخ گفت: من حضرت حق را بىچون ديدم، اما با يك سخن مختصر در اين مورد مثالى مىزنم.
خدا را ديدم كه در طرف راست او چشمهاى جوشان است و در طرف چپ او آتشى برافروخته. گروهى از مردم دستشان را به طرف آتش گرفته بودند و گروهى ديگر به جانب چشمه آب روان.
|
هركه در آتش همى رفت و شرر |
از ميان آب برمىكرد سر |
|
|
هركه سوى آب مىرفت از ميان |
او در آتش يافت مىشد در زمان |
|
|
كم كسى بر سرّ اين مضمر زدى |
لاجرم كم كس در آن آتش شدى |
|
|
جز كسىكه بر سرش اقبال ريخت |
كورهها كرد آب و در آتش گريخت |
|
استنتاج
تحمّل درد و آلام، عاقبت انسان را به عافيت و آرامش مىرساند.
اين نظريه نه به عنوان يك تئورى كه به عنوان يك حقيقت تجربه شده و در حوزه زندگى انسان مورد قبول همگان است. قرآن نيز با توجّه به اين حقيقت، با