بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٧٩ - استنتاج
كانَ مِنَ الْجِنِّ فَفَسَقَ عَنْ أَمْرِ رَبِّهِ.[١]
«شيطان از جن بود، پس از فرمان پروردگارش خارج شد.»
و اما آيه كريمه سوم (آل عمران: ٥٩) دلالتش بر اينكه آدم از خاك آفريده شده، بسيار روشن است؛ زيرا در شأن نزول اين آيه چنين آمده است:
گروهى از مسيحيان نجران براى گفتگو با رسول گرامى اسلام ٦ وارد مدينه شده بودند؛ از جمله پرسشهاى آنان از پيغمبر ٦ اين بود كه:
ما را به چه چيز دعوت مىكنى؟
حضرت فرمود: «به سوى خداوند يگانه و اينكه از طرف او رسالت هدايت خلق را دارم و مسيح بندهاى از بندگان او است و حالات بشرى داشت و مانند ديگران غذا مىخورد.» مسيحيان نجران اين سخن پيغمبر را نپذيرفتند و به ولادت عيسى بدون پدر اشاره كرده و آن را دليل بر الوهيت او خواندند.
آيه فوق نازل شد و به آنها پاسخ داد كه: نه چنين است كه شما مىگوييد. بدون پدر به دنيا آمدن عيسى دليل بر خدايى يا فرزند خدا بودن او نيست، اگر عيسى بدون پدر به دنيا آمد، آدم بدون پدر و مادر و از مشتى خاك به دنيا آمد. اگر بنا باشد كه بدون پدر به دنيا آمدن دليل بر الوهيت باشد، آدم به اين مقام سزاوارتر است.
مفسّر كبير مرحوم علامه طباطبايى در تفسير اين آيه مىنويسد:
اگر مراد از خلقت آدم، از خاك منتهى شدن او باشد به خاك، همانطور كه همه جانداران متولد از نطفه نيز خلقشان منتهى به زمين مىشود، در اين صورت معناى آيه چنين مىشود:
صفت عيسى كه پدر ندارد، مانند صفت آدم است كه خلقش منتهى به خاك مىشود، همچنانكه همه مردم نيز چنينند. معلوم است در اين صورت ديگر آدم خصوصيتى ندارد تا به خاطر آن عيساى بدون پدر را با وى مقايسه كنند و در
[١] - كهف: ٥٠