بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٩ - استنتاج
شريفش لباسهاى آلوده را مىشست. ميهمان چون پيامبر را در اين حال ديد، حمايلش را فراموش كرد. از شور و حالتى كه در وى پديد آمد، گريبان خود را دريد و دو دست بر سر مىزد و سر به ديوار مىكوفت، آنچنانكه خون از سر و رويش جارى شد. به خود مىگفت: اى سر بىعقل، اى سينه بىنور و ايمان!
پيغمبر ٦ چون ديد كه ميهمان بيش از حد ناراحت است، او را در كنار خود نشاند و دست نوازش بر سرش كشيد و به لطفش چشم قلبش را گشود و او را آگاهى بخشيد.
|
ساكنش كرد و بسى بنواختش |
ديدهاش بگشاد و داد اشناختش |
|
|
خواست ديوانه شدن، عقلش رميد |
دست عقل مصطفى بازش كشيد |
|
|
گفت: اين سو آ، بيامد آنچنان |
كه كسى برخيزد از خواب گران |
|
|
گفت اين سو آ، مكن هين با خود آ |
كه ازين سو هست با تو كارها |
|
|
آب بر رو زد، برآمد در سخن |
كاى شهيد حق شهادت عرضه كن |
|
|
تا گواهى بدهم و بيرون شوم |
سيرم از هستى در آن هامون شوم |
|
استنتاج
گاه ديده مىشود كه ورم مخروط شكلى بر روى پوست برآمده و از آن چرك و خونابه بيرون مىريزد. آن ورم را دمل يا آبسه مىگويند. براى درمان دمل و پاكسازى آن از چرك و خونابه، معمولا از نشتر استفاده مىكنند، ولى چيزى كه هست، نشتر زدن بر دمل، بايد زمانى انجام شود كه دمل كاملا پخته و رسيده است؛ زيرا نشتر زدن بر دمل نارس، نه تنها مفيد نيست كه بر درد و ناراحتى مىافزايد. ضرورت رعايت اين نكته، تنها در ناراحتىهاى جسمى نيست بلكه در مورد درمان ناراحتىهاى روحى و عقيدتى نيز هست. درمان دملهاى چركين روحى، اعتقادى و فرهنگى با نشتر ارشاد، زمانى مؤثر است كه مرشد ابتدا با كيفيت ارشاد آشنايى