بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠ - استنتاج
كامل داشته باشد و بداند كه از چه وسيله ارشادى و در چه زمانى، آن هم با چه روشى استفاده كند تا نتيجه مثبت داشته باشد.
جراحى مغز يا قلب از ظرافت و اهميت ويژهاى برخوردار است؛ زيرا كوچكترين اشتباه پزشك جراح مىتواند حيات يك انسان را در معرض مرگ قرار دهد ولى با همه اين اهميت و ظرافت هرگز به ظرافت و اهميت جرّاحى فكر و روح انسانها نمىرسد، چونكه اشتباه در روش هدايت، نه تنها سبب مرگ اخلاقى و روانى يك شخص مىشود بلكه گاهى اجتماعى را به ورطه هلاكت سوق مىدهد.
... مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَمِيعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعاً ...[١]
«هركس انسانى را بدون ارتكاب قتل يا فساد در روى زمين بكشد. چنان است كه گويى همه انسانها را كشته و هركس انسانى را از مرگ رهايى بخشد چنان است كه گويى همه مردم را زنده كرده است»
حضرت امام صادق ٧ در تفسير اين آيه فرمودند:
«من أخرجها من ضلال الى هدى فكأنّما أحياها و من أخرجها من هدى الى ضلال فقد قتلها».
«خارج كردن كسى از گمراهى به هدايت، به معناى زنده كردن او است و خارج كردن كسى از هدايت به گمراهى، به منزله كشتن اوست.»[٢]
و امام باقر ٧ در تفسير اين آيه فرمودند: منظور از كشتن يا زنده كردن در آيه، نجات از آتش يا غرق شدن است. راوى مىگويد: از امام پرسيدم: آيا منظور آيه اين نيست كه كس ديگرى را از گمراهى به هدايت بيرون ببرد؟ حضرت فرمود:
«ذاك تأويلها الأعظم»؛ «اين تأويل اعظم و مفهوم بزرگتر آيه است.»[٣]
[١] - مائده: ٣٢
[٢] - نور الثقلين، ذيل آيه فوق.
[٣] - همان.