بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٩٩ - ب حمله فرهنگى
تدبّر در اين روايات و رواياتى از اين قبيل كه كم هم نيستند، ما را به اين نتيجه مىرساند كه در فرهنگ كربلا، اصل گريه براى مظلوميت امام حسين ٧ و ياران شهيدش موضوعيت دارد.
حال چگونه موضوع گريه بر حسين ٧ دستخوش تحريفهاى غير واقعگرايانه شد، مطلبى است كه در شرح ابيات اين حكايت دنبال خواهد شد.
*** در خصوص گريه بر مصائب حضرت ابا عبد اللّه الحسين ٧ مىتوان گفت حداقل دو ديدگاه نقش بيشترى در تحريف موضوع گريه در فرهنگ كربلا را داشتند.
* ديدگاه اوّل:
اين ديدگاه مىگويد: گريه بر مصائب امام حسين ٧ خوب است ولى با معرفت. گريه بدون معرفت به مقام امامت و فلسفه قيام حسينى، نه تنها سازنده نيست بلكه مخرّب نيز مىباشد!
در پاسخ به اين ديدگاه بايد گفت: «گريه» و «معرفت» دو موضوع جدا از هم مىباشند. درست است كه معرفت در ارتقاى جايگاه معنوى گريه نقش دارد ولى چنين نيست كه در وضع موضوعيت گريه در فرهنگ كربلا هم نقش داشته باشد!
گريه براى امام حسين ٧ نشان دهنده محبت به آن حضرت است و عشق و محبت پيرايه نمىپذيرد. شيعيان؛ اعم از زن و مرد، پير و جوان، صغير و كبير، عالم و جاهل، روستايى و شهرى و ... امام حسين ٧ را دوست دارند و اين محبت را با زبان گريه اظهار مىدارند؛ چرا كه هيچ زبانى با احساستر و گوياتر از زبان گريه نيست و اين معناى فرمايش رسول خدا ٦ است كه فرمود:
«إنّ لقتل الحسين حرارة في قلوب المؤمنين لا تبرد أبدا»
«براى شهادت حسين ٦ حرارتى در دلهاى مؤمنان است كه هرگز خاموش نمىشود.»[١]
[١] - مستدرك الوسائل، ج ٢، ص ٢١٧