بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٣ - استنتاج
حكايت ١٩٦
|
هست صوفى آنكه شد صفوتطلب |
نه لباس صوف و خياطىّ و دب |
|
يكى از صوفيان از روى دلتنگى قبايش را دريد و پس از اين كار، گشايشى براى او به وجود آمد. اين سبب شد كه صوفى آن قبا را «فرجى» نام نهد. از آن پس، اين نام بر خرقهاى كه جلوش چاكدار بود بين صوفيان مشهور شد.
|
روح خواهى، جبه بشكاف اى پسر |
تا از آن صفوت برآرى زود سر |
|
|
هست صوفى آنكه شد صفوتطلب |
نه لباس صوف و خياطى و دب |
|
|
صوفيى گشته به پيش اين لئام |
الخياطة و اللواطة و السّلام |
|
استنتاج
صوفى، در معناى لغوى اين واژه، اختلاف نظريههاى فراوانى ديده شده است، از ميان همه آن معانى، شايد بهتر اين باشد كه بگوييم:
صوفى در لغت مشتق از «صوف» به معناى پشم است. و علت اين نامگذارى براى گروهى از زاهدان و تاركان دنيا، شايد براى اين باشد كه آنان معمولا از لباسهاى پشمين و خشن استفاده مىكردند و «تصوّف» به اين معنا؛ يعنى پشمينه پوشيدن.
و اما صوفى در معناى اصطلاحى، به آن گروه از افراد گفته مىشود كه معتقدند