بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤١ - استنتاج
گوناگونى داشته باشد؛ يكى از آن انگيزهها ترحّم بيجا و گذشت بىمورد نسبت به متهم است.
ترحم و احساساتى برخورد كردن قاضى با مورد دعوى، حجابى است ميان قاضى و حق كه قاضى را از رسيدن به حق و اجراى به موقع آن بازمىدارد.
... فَاحْكُمْ بَيْنَ النَّاسِ بِالْحَقِّ وَ لا تَتَّبِعِ الْهَوى فَيُضِلَّكَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ إِنَّ الَّذِينَ يَضِلُّونَ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُمْ عَذابٌ شَدِيدٌ بِما نَسُوا يَوْمَ الْحِسابِ[١]
«در ميان مردم به حق داورى كن و از هواى نفس پيروى منما كه تو را از راه خدا منحرف مىسازد، كسانىكه از راه خدا گمراه شوند، عذاب شديدى به خاطر فراموش كردن روز حساب دارند.»
*** مولانا در اين حكايت نكات بس عالى را در مطاوى ابيات خود بيان كرده است كه يكى از آن نكات اثرات سوئى بود كه قاضى به جهت اعمال ترحم و گذشت بيجا نسبت به شخص متهم، بدان گرفتار شده بود!
قاضى پس از اينكه از دست ضارب پس گردنى آبدارى نوش جان كرد، به شدت عصبانى شد و خواست اشتباه گذشتهاش را در مورد ضارب جبران كند كه صوفى برخاست و محترمانه به او گفت: حكم تو عادلانه بود و شكى هم نيست كه از روى گمراهى صادر نشده بود.
|
گشت قاضى طيره، صوفى گفت: هى |
حكم تو عدل است لاشك نيست غى |
|
اى محترم و اى امين امت، چيزى را كه براى خود نمىپسندى چرا براى برادرت مىپسندى؟
|
آنچه نپسندى به خود اى شيخ دين |
چون پسندى بر برادر اى امين |
|
[١] -« ص»: ٢٦