بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٢ - استنتاج
آن شخص چون اين سخن را از مرد عرب شنيد، به وى گفت:
|
گفت خاكت بر سر اى پر باد مشك |
كه لب نان پيش تو بهتر ز اشك |
|
|
كل خود را خوار كردى اى بليس |
پاره اين كلّ نباشد جز خسيس |
|
استنتاج
خدمت به جامعه و جبران كمبودها و رفع نقائص آن، شكلهاى گوناگون و مراحل مختلفى دارد كه در تقسيمبندى وظايف براساس «كلّكم راع و كلّكم مسؤول ...» همه افراد جامعه نسبت به هم، وظيفه خاصى دارند كه على القاعده مىبايست به اداى آن همت گمارند ولى اين قاعده معمولا يا انجام نمىگيرد يا اگر هم انجام پذيرد، بسيار كمتر از آن چيزى است كه وظيفه مشخص كرده است.
قرآن در آيات زيادى توجه همگان را به اين نكته جلب مىكند كه انسان نسبت به آنچه انجام مىدهد مورد سؤال قرار خواهد گرفت.
فَوَ رَبِّكَ لَنَسْئَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ[١]
«به پروردگارت سوگند، از همه آنها سؤال خواهيم كرد. از آنچه عمل كردند»
بديهى است معناى «عَمَّا كانُوا يَعْمَلُونَ»؛ «از آنچه عمل كردند سؤال مىشود» اين نيست كه تنها از اعمال انسان سؤال شود كه مثلا تو چرا مال مردم را خوردى؟ تو چرا دروغ گفتى؟ و چرا فلان فعل حرام را انجام دادى؟ ... بلكه از اعمالى كه مىبايست انجام دهد ولى كوتاهى كرده و از وظيفهاش سرپيچى نموده است نيز سؤال مىشود؛ چنانكه مىفرمايد:
... وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ* ما لَكُمْ لا تَناصَرُونَ[٢]
«آنها را متوقف سازيد كه بايد سؤال شوند. شما چرا از هم يارى نمىطلبيد؟»
[١] - حجر: ٩٢ و ٩٣
[٢] - صافّات: ٢٤ و ٢٥