بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٠ - استنتاج
«كسانىكه اموال يتيمان را از روى ستم مىخورند، تنها آتش مىخورند و به زودى به آتش سوزان خواهند سوخت.»[١]
لذا براساس اين تأثرگرايى و ارضاءطلبى، كمتر كسى يافت مىشود كه راز پوشيده اين حقيقت را درك كند؛ ازاينرو وقتى در آب نفسانيات فرومىروند سر از آتش جهنم مكافات درمىآورند.
|
كم كسى بر سِرّ اين مضمر زدى. |
لاجرم كم كس در آن آتش شدى |
|
ولى آنانكه بخت واقعنگرى بر آنان روى آورده، آب به ظاهر گواراى لذات نفسانى را رها كرده خود را به آتش رياضت و تهذيب نفس مىسپارند و در نتيجه سر از كنار كوثر زلال وصال حضرت حق درمىآورند.
|
جز كسىكه بر سرش اقبال ريخت |
كو، رها كرد آب و در آتش گريخت |
|
در تواريخ آمده است كه همسر عزيز مصر (زليخا) هنگامىكه يوسف مالك خزائن ارض شد و حاكم بر سرزمين مصر گشت، او را ملاقات كرد و گفت:
«انّ الحرص و الشّهوة تصير الملوك عبيدا، انّ الصّبر و التّقوى يصير العبيد ملوكا، فقال يوسف قال اللّه تعالى: إِنَّهُ مَنْ يَتَّقِ وَ يَصْبِرْ فَإِنَّ اللَّهَ لا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ».
«حرص و شهوت پادشاهان را برده ساخت و صبر و تقوى بردگان را پادشاه. يوسف سخن او را تصديق كرد و اين كلام الهى را به او خاطرنشان ساخت كه: هركس تقوى و شكيبايى را پيشه كند، خداوند اجر نيكوكاران را ضايع نمىسازد»[٢]
[١] - نساء: ١٠
[٢] - تفسير نمونه، ج ٢٧، ص ٦٣ نقل از محجة البيضاء، ج ٥، ص ١١٦