بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٥٣ - استنتاج
حكايت ٢٧٠
|
بين كه با اين جمله تلخىهاى او |
مرده اوييد و ناپرواى او |
|
مردى با عجله و شتاب به جانب دكانش مىرفت كه در راه با گروهى از زنان روبرو شد؛ بهطورىكه راه او را مسدود كرده، مانع شتابش شدند. مرد با عصبانيت به يكى از آنان گفت: وه، كه شما دختركان چقدر زياديد!
زنى به آن مرد گفت: اى درستكار، هرگز به انبوه ما زنان بدبينانه منگر، بلكه به اين نكته توجه كن كه با وجود كثرت ما زنان، باز شما مردان احساس كمبود مىكنيد و به كار شنيع لواط مىپردازيد و در نتيجه فاعل و مفعول رسواى روزگار مىشويد.
|
تو مبين اين واقعات روزگار |
كز فلك مىگردد اينجا ناگوار |
|
|
تو مبين تحشير روزىّ و معاش |
تو مبين اين قحط و خوف و ارتعاش |
|
|
بين كه با اين جمله تلخىهاى او |
مرده اوييد و ناپرواى او |
|
استنتاج
نزديكترين خط از محيط به مركز دايره را خط مستقيم مىگويند. اين قاعده نه تنها در شكل هندسى دايره، قاعدهاى قابل قبول و مورد استفاده است بلكه در مسائل زندگى هم انسان براى رسيدن به نقطه مقصود بايد از اين قاعده استفاده كند؛