بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٧ - استنتاج
دارند و به هر قطعهاى از زمين وحى كند كه آنچه گناه به روى تو كرده است، نهان ساز و در هنگام ملاقات او با خدا هيچ گواهى بر گناهانش اقامه نشود.»[١]
*** در اين حكايت مولانا ضمن برشمردن نكات اخلاقى و عرفانى فراوان، توجه ما را به اين نكات در خصوص توبه جلب مىكند كه:
اولا- انسان گنهكار تا دچار مخمصه نشود از گناهش توبه نمىكند.
ثانيا- توبه هرچند براى نجات از مخمصه باشد نه براى خدا، باز مورد توجه حضرت حق قرار خواهد گرفت.
ثالثا- توبه واقعى يا به تعبير قرآن كريم توبه نصوح، تضمينكننده تائب از بازگشت دوباره او به گناه است.
لذا مولانا مىگويد: وقتى گوهر گرانبهاى دختر شاه پيدا شد و نصوح از مخمصه رهايى يافت، به دنبال او آمدند و از وى خواستند تا خود را براى شستوشوى دختر شاه آماده كند. ولى نصوح زير بار نرفت و با خود گفت:
يكبار مردم و دوباره زنده شدم، من ديگر طعم تلخ مرگ و نيستى را چشيدم.
|
من بمُردم يك ره و باز آمدم |
من چشيدم تلخىِ مرگ و عدم |
|
من پيش خداى خود آنچنان توبه كردهام كه حاضر نيستم تا وقت مرگ، آن توبه را بشكنم.
|
توبهاى كردم حقيقت با خدا |
نشكنم تا جان شدن از تن جدا |
|
هركس بعد از ديدن آنهمه رنج و فشار روحى، دوباره به سوى گناه رود و خود را باز گرفتار مهلكه نمايد، از فهم و خرد بىبهره است.
|
بعد از آن محنت كه را بارِ دگر |
پا رود سوى خطر؟ الّا كه خر |
|
[١] - اصول كافى، ج ٤، ص ١٧٦، باب التوبه.