بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٤ - استنتاج
استنتاج
«مكر» به كار بردن تدبير مخفى است براى منصرف كردن كسى از مقصودش و اين كار اگر از جانب خدا صورت پذيرد مجازات يا عذاب استدراجى بنده است از راهى كه آگاهى نداشته باشد.
و اگر از جانب انسان صورت پذيرد خدعه و فريب است. و بدينجهت مكر را به دو قسمت تقسيم كردند «مكر ممدوح» و «مكر مذموم».
مكر ممدوح، آن است كه به منظور عمل صحيح انجام شود؛ مثل مكر خدا ... وَ اللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ[١] و مكر مذموم آن است كه به منظور عمل ناپسندى انجام گردد؛ چنانكه قرآن فرمود:
وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا ...؛[٢] «هنگامىكه كافران براى تو نقشه مىكشيدند.»
و در هردو قسم مكر هم مىفرمايد:
وَ مَكَرُوا مَكْراً وَ مَكَرْنا مَكْراً وَ هُمْ لا يَشْعُرُونَ.[٣]
«آنها نقشه مهمى كشيدند و ما هم نقشه مهمى طرح كرديم، درحالىكه آنها خبر نداشتند.»
و بعضى از علما گفتهاند: از مكر خدا اين است كه بنده را مهلت مىدهد و از لذايذ دنيا برخوردارش مىكند، چنانكه حضرت على ٧ فرمودند:
«من وسّع عليه دنياه و لم يعلم انّه مكر به فهو مخدوع عن عقله».
«كسىكه خداوند دنيا را براى او توسعه داده باشد و او نفهمد كه خدا به او مكر كرده، از ناحيه عقل خود فريب خورده است.»[٤]
با توجه به معناى «مكر»، مكّارترين مكارها در مكر مذموم را مىتوان شيطان معرفى كرد؛ زيرا قرآن در مورد كفار مىفرمايد:
[١] - آل عمران: ٥٤
[٢] - انفال: ٣٠
[٣] - نمل: ٥٠
[٤] - بحار الأنوار، ج ٧٣، ص ٢٨٧