بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٥٩ - استنتاج
حكايت ٢٤٩
|
اينچنين آتش كُشى اندر دلش |
ديده كافر نبيند از عمش |
|
شخصى از معتمدان، نيمه شبى صداى پايى در خانهاش شنيد، از جاى برخاست و سنگ چخماق را برداشت تا چراغ را روشن كند.
دزد كه فردى زيرك بود، آهسته خود را به پشت صاحبخانه رساند، وقتى صاحبخانه سنگ چخماق را مىزد و جرقهاى برمىخاست، دزد سر انگشت خود را روى فتيله مىگذاشت و آن را خاموش مىكرد. صاحبخانه خيال مىكرد كه آتش خودبخود خاموش مىشود و از شدت تاريكى نمىديد كه دزد آن را خاموش مىكند.
|
اينچنين آتش كُشى اندر دلش |
ديده كافر نبيند از عَمش |
|
|
چون نمىداند دلِ دانندهاى |
هست با گردنده گردانندهاى؟ |
|
استنتاج
راههاى نفوذ دزدهاى ارزشهاى انسانى و اخلاقى را به خانه قلب ارزشمند خود، مسدود نماييد.
رشد و بالندگى استعدادهاى ارزشى و حفظ شكوفايى و تراوت آنان، تنها در گرو فراهم آوردن تمهيدات و تقويت امكانات نيست بلكه مبارزه با آفات و انسداد راههاى نفوذى دزدان به كانون ارزشها هم ضرورى است.