بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٤٣٤ - استنتاج
اسب هم زيبا است ولى اگر خوب دقت كنى مىبينى كه سر آن اسب تناسبى با اندامش ندارد، گويى كه سرش شبيه گاو است.
اين حرف وزير در دل شاه اثر گذاشت؛ بهطورىكه زيبايى اسب را در نظر شاه خوار و ناچيز نشان داد، خداوند از سخن وزير پردهاى ساخت و بر چشم شاه افكند، همان پردهاى كه حتى مىتواند ماه منير را در چشمها تيره و تار كند.
|
گفت سلطان اسب را واپس بريد |
زودتر زين مظلمه بازم خريد |
|
|
با دل خود شه نفرمود اين قدر |
شير را مفريب زين رأس البقر |
|
|
پاى گاو اندر ميان آرى، ز داد |
رَو ندوزد حق بر اسبى شاخ گاو |
|
|
بس مناسب صنعت است اين شهره ز او |
كى نهد بر جسم اسب او عضوِ گاو |
|
استنتاج
ضرار ابن ضمره ضبابى، از خواص اصحاب حضرت امير مؤمنان ٧ بود.
هنگامىكه نزد معاويه آمد و معاويه از وى درباره امير المؤمنين پرسيد، او در پاسخ گفت:
- على ٧- را به چشم خود ديدم كه هنگام شب، در محراب عبادت ايستاده، محاسن خود را در دست مىگرفت و مثل مارگزيدهها به خود مىپيچيد، و مانند مصيبتديدگان گريه مىكرد و اشك مىريخت و خطاب به دنيا چنين مىگفت:
«يا دنيا يا دنيا إليك عنّي أبي تعرّضت أم إليّ تشوّفت لا حان حينك هيهات غرّي غيري لا حاجة لي فيك قد طلّقتك ثلاثا لا رجعة فيها فعيشك قصير و خطرك يسير و أملك حقير آه من قلّة الزّاد و طول الطّريق و بعد السّفر و عظيم المورد».
«اى دنيا، اى دنيا، از من درگذر، آيا- براى فريفتن من- خود را به من عرضه مىكنى؟ يا به من شوق دارى و مرا خواهانى؟ نزديك مباد هنگام- فريب- تو، و چه