بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٨ - استنتاج
استنتاج
غفلت، مركب شيطان است كه با آن به خانه ايمان سالك مىتازد و همه موجوديت او را به تاراج مىبرد.
در معناى «غفلت» گفتهاند: يعنى فراموش كردن، بىخبر گشتن و عدم توجه به مطلبى كه مىبايست مورد توجه قرار گيرد. غفلت سهو و فراموشى است كه از كمى توجه پديد مىآيد.[١] و غفلت ضدّ بيدارى است، يا بهتر بگوييم ضدّ هشيارى است؛ زيرا ممكن است كسى بيدار باشد ولى هشيار نباشد كه در اين صورت باز در معرض آفات غفلت قرار گرفته است.
غفلت، نوعى از ناهنجارىهاى روانى است كه در صورت تداوم و درمان نكردن، مىتواند به شكل يك بيمارى مشكلآفرين، زندگى مادى و معنوى انسان را در معرض خطر قرار دهد.
تاريخ از نمونهها و افراد فراوانى ياد كرده است كه: لحظهاى غفلت سبب يك عمر پشيمانى آنان شده و بلكه براى هميشه سبب نابودى و از هم پاشيدگى خانوادهشان گرديده است.
قرآن كريم، زيان وارده بر انسان از طريق غفلت را بسيار سنگين و غير قابل جبران مىداند. ابتدا مىفرمايد:
وَ لَقَدْ ذَرَأْنا لِجَهَنَّمَ كَثِيراً مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ ...
«بهطور مسلم، گروه بسيارى از جن و انسان را براى دوزخ آفريديم.»
چرا؟ مگر اين گروه كثير، چه كردهاند كه بايد وارد جهنم شوند؟ مىفرمايد:
... لَهُمْ قُلُوبٌ لا يَفْقَهُونَ بِها وَ لَهُمْ أَعْيُنٌ لا يُبْصِرُونَ بِها وَ لَهُمْ آذانٌ لا يَسْمَعُونَ بِها[٢]
[١] - مفردات راغب.
[٢] - اعراف: ١٧٩