بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤٧ - ب -«فقر عارفانه»
شما داده است شادمان نباشيد.»
اين همان فقرى است كه پيغمبر ٦ از خدا مىخواهد:
«اللّهمّ أحيني مسكينا و أمتني مسكينا و احشرني في زمرة المساكين».
«پروردگارا مرا مسكين زنده بدار، مسكين بميران و فرداى قيامت در صف مسكينان محشور فرما.»[١]
اين همان فقرى است كه وقتى از پيغمبر سؤال مىشود: فقر چيست؟
«فقال: خزانة من خزائن اللّه، قيل: ثانيا: يا رسول اللّه ما الفقر؟ فقال: كرامة من اللّه، قيل: ثالثا: ما الفقر؟ فقال شىء لا يعطيه اللّه الّا نبيّا مرسلا او مؤمنا كريما على اللّه تعالى».
«حضرت فرمودند: گنجينهاى از گنجينههاى خداست. بار دوّم سؤال كردند، حضرت فرمود: ارجمندى و بزرگى خداست. بار سوم سؤال كردند، حضرت فرمود: مقامى است كه خدا آن را عطا نمىكند مگر به پيامبر، يا به مؤمن.»[٢]
اين همان فقرى است كه روايت در توصيف فقير اين وادى مىفرمايد:
«ألفقراء ملوك اهل الجنّة و النّاس كلّهم مشتاقون الى الجنّة و الجنّة مشتاقة الى الفقراء».
«فقرا پادشاهان اهل بهشتند، همه مردم مشتاق ورود به بهشتند ولى بهشت مشتاق ورود فقيران است.»[٣]
*** در اين حكايت:
سلطان محمود، كنايه است از مقام فقر عارفانه.
[١] - بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٣٠
[٢] - بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٤٧
[٣] - بحار الأنوار، ج ٧٢، ص ٤٩