بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٧٦ - استنتاج
چنين نيست كه براى انحراف همگان از يك نقشه استفاده شود. لذا مولانا مىگويد:
شيطان، همچون خيال، هر لحظه به شكلى درمىآيد.
|
او يكى دزدست فتنه سيرتى |
چون خيال او را به هر دم صورتى |
|
وَ اسْتَفْزِزْ مَنِ اسْتَطَعْتَ مِنْهُمْ بِصَوْتِكَ وَ أَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَ رَجِلِكَ وَ شارِكْهُمْ فِي الْأَمْوالِ وَ الْأَوْلادِ وَ عِدْهُمْ وَ ما يَعِدُهُمُ الشَّيْطانُ إِلَّا غُرُوراً[١]
«هريك از آنها- بندگان خدا- را كه مىتوانى، با صداى خود تحريك كن، لشكر سواره و پيادهات را بر آنها گسيل دار و در ثروت و فرزندانشان شركت جوى و آنها را با وعدهها سرگرم كن ولى شيطان جز فريب و دروغ وعدهاى نمىدهد.»
بنابراين باتوجه به تنوع مكر شيطان، كسى جز خدا از مكر او خبر ندارد.
وَ قَدْ مَكَرُوا مَكْرَهُمْ وَ عِنْدَ اللَّهِ مَكْرُهُمْ وَ إِنْ كانَ مَكْرُهُمْ لِتَزُولَ مِنْهُ الْجِبالُ[٢]
«آنها نهايت مكر خود را به كار زدند و همه مكرها نزد خدا آشكار است، هرچند كوهها با مكرشان از جا بركنده شود.»
حال كه چنين است بايد همواره از مكر شيطان به خدا پناه برد.
|
كس نداند مكر او الّا خدا |
در خدا بگريز و واره ز آن دغا |
|
وَ قُلْ رَبِّ أَعُوذُ بِكَ مِنْ هَمَزاتِ الشَّياطِينِ.[٣]
«و بگو پروردگارا! من از وسوسههاى شياطين به تو پناه مىبرم.»
[١] - اسراء: ٦٤
[٢] - ابراهيم: ٤٦
[٣] - مؤمنون: ٩٧