بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٣٤ - معانى لغات
ولى آنان به مرگ دلهاى زنده خود بيشتر اهميت مىدهند.»[١]
نافه معرفت آنان كه از عود و عنبر هم خوشبوتر است، بهترين گواه بر صدق سلوك آنان در رسيدن به حيات طيّبه است.
|
گفت نافم خود گواهى مىدهد |
منّتى بر عود و عنبر مىنهد |
|
اما چه سود، رايحه جانبخش اين نافه را كسى استشمام مىكند كه از شامه مناسبى برخوردار باشد. شامه خرى كه همواره مدفوع را استشمام مىكند از استشمام اين رايحه محروم است.
|
ليك آن را كه شنَوَد؟ صاحب مشام |
بر خرِ سرگينپرست آن شد حرام |
|
من بر شامه خرى كه از بوى مدفوع پر شده چگونه رايحه نافه آهو عرضه كنم.
|
خر كميز خر ببويد بر طريق |
مُشك چون عرضه كنم با اين فريق |
|
يعنى انسانهايى كه تعفّن دنياپرستى شامّه زندگى آنان را پر كرده و جز متاع چركين و بدبو و گلوگير دنيا چيزى را طلب نمىكنند، چگونه مىتوانند بوى خوش معارف الهى را در محضر سالكان واصل استشمام كنند.
|
در ميان چوب گويد كرم چوب |
مر كه را باشد چنين حلواى خوب |
|
|
كرم سرگين در ميان آن حدث |
در جهان نُقلى ندارد جز خبث |
|
[١] - نهج البلاغه: ٢٢١