بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٦ - استنتاج
أو لجوفه أزيز كأزيز المرجل»
«رسول گرامى اسلام ٦ هميشه اينگونه بود: زمانىكه به نماز مىايستاد رنگ صورت مباركش از خوف خدا تغيير مىكرد و از سينه مبارك يا از درون جانش صداى ناله و گريه سوزناكى برمىخاست»[١]
اين گريه با اين همه اوصاف حميده، ارزشى كه در نماز دارد گاهى هم مىشود كه نه تنها افضل اعمال نيست بلكه مذمومترين عمل و موجب فساد و ابطال نماز هم مىشود و آن در جايى است كه گريه در نماز بخاطر عارضهاى از عوارض دنيايى باشد. چنانكه از امام صادق ٧ در مورد گريه در نماز پرسيدند حضرت فرمود:
«هو أفضل الأعمال في الصّلاة و إن كان ذكر ميّتا له فصلاته فاسدة»
«اين گريه كه بهترين اعمال در نماز است، اگر براى مرگ كسى باشد نمازش فاسد است.»[٢]
فتاواى فقهاى عظام نيز مبتنى بر همين نظر است، چنانكه صاحب عروه، هفتم از مبطلات نماز را مىفرمايد:
«تعمد البكاء المشتمل على الصوت بل و غير المشتمل عليه على الأحوط لأمور الدنيا و امّا البكاء للخوف من اللّه و لأمور الآخرة فلا بأس به».
«گريه عمدى، چه با صوت و چه بدون صوت، براى امور دنيايى، بنابر احتياط نماز را باطل مىكند، اما اگر گريه از خوف خدا يا براى امور آخرت باشد، زيانى به نماز نمىزند.»[٣]
در تحرير الوسيله نيز در ششم از مبطلات نماز آمده است:
«تعمد البكاء بالصوت لفوات امر دنيوى».
«گريه عمدى و بلند، براى از دست دادن امور دنيوى، نماز را باطل مىكند.»[٤]
*** مولانا در اين حكايت، حكم فقهى گريه در نماز را با ظرافت خاصى چنين بيان
[١] - بحار الأنوار، ج ٨٤، ص ٢٤٨
[٢] - وسائل الشيعه، ج ٤، ص ١٢٥١
[٣] - عروة الوثقى، فى مبطلات الصلاة.
[٤] - تحرير الوسيله، فى مبطلات الصلاة.