بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٥ - استنتاج
خداى عزيز است. نمازگزار ممكن است بدون گريه هم خضوع و خشوع داشته باشد؛ زيرا تلازمى ميان گريه و خضوع نيست اما وقتى احساس تذلّل بنده در مقابل آفريدگار به نهايت نقطه خود رسيد، اين تنها زبان گريه است كه فرياد مىزند: خدايا! من هيچم و تو همهچيزى. لذا قرآن مؤمنان واقعى را اينگونه توصيف مىكند:
وَ يَخِرُّونَ لِلْأَذْقانِ يَبْكُونَ وَ يَزِيدُهُمْ خُشُوعاً[١]
«آنان بىاختيار به سجده مىافتند و اشك مىريزند و هر زمان خشوعشان فزونتر مىشود.»
گريه با اين ماهيت نه تنها مفسد و مبطل نماز نيست بلكه از افضل اعمال و مصداق بارز نمازى است كه: «نزديك كننده نمازگزار متّقى به خدا است»؛ «قربان كلّ تقىّ». چنانكه روايات نيز ناظر به اين حقيقت است، توجه فرماييد:
حضرت امام صادق ٧ فرمودند: «البكاء لذكر الجنّة و النّار من أفضل الأعمال في الصّلاة»
«گريه براى يادآورى بهشت و جهنم در نماز از بهترين اعمال است.»[٢]
راوى از حضرت امام صادق ٧ پرسيد: «عن الرّجل يتباكى في الصّلاة المفروضة حتّى يبكي فقال قرّة عين و اللّه
«درباره مردى كه در نماز حالت گريه بخود مىگيرد تا واقعا مىگريد.» حضرت فرمود:
سوگند به خدا اين گريه روشنايى چشم است.»[٣]
و تاريخ زندگانى پيغمبر بزرگوار اسلام ٦ و امامان معصوم ٧ هم دلالت بر اين حقيقت دارد كه آن بزرگواران وقتى بنماز مىايستادند از شدت خضوع و خشوع نه تنها گريه مىكردند بلكه ناله مىزدند و از حال مىرفتند.
«كان النّبيّ ٦ إذا قام إلى الصّلاة يربّد وجهه خوفا من اللّه تعالى، و كان لصدره
[١] - اسراء: ١٠٩
[٢] - وسائل الشيعه، ج ٤، ص ١٢٥٠
[٣] - وسائل الشيعه، ج ٤، ص ١٢٥٠