بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٥٩ - استنتاج
سخن از گريه تقليدى است.
البته اينكه مىگوييم «گريه تقليدى» قابل خدشه و تأمل است؛ زيرا تقليد همواره يك حركت اختيارى است درحالىكه اشك ريختن و زارزار گريستن حالتى است بالاتر از تقليد؛ يعنى نوعى وابستگى است «وابستگى روانى مقلّد با مقلّد».
و اين وابستگى روانى مقلّد (تقليدكننده) با مقلّد (تقليد شده) است كه سبب مىشود مقلّد بدون اينكه سبب گريه مقلّد را بداند، دلش بسوزد و اشگش جارى شود.
درهرحال با صرف نظر از خدشه بايد گفت: گريه تقليدى، گريهاى است كه گريهكننده خود انگيزهاى براى گريه ندارد بلكه محرّك گريه او گريه مقلّد است؛ مانند خنده تقليدى. گاهى مىشود كه انسان با ديدن خنده كسى بىاختيار مىخندد درحالىكه هيچ انگيزهاى براى خنديدن ندارد. درواقع خنده و گريه (البته خنده بيشتر) مثل دهندرّه واگيردار است و خيلى سريع به ديگران سرايت مىكند. در يك مجلس به محض اينكه يكى به جهت بىخوابى يا خستگى دهندره كشد، ديگران هم بدون اينكه بىخواب يا خسته باشند دهندره مىكشند.
درهرحال، گريه تقليدى جايگاه ارزشى شرعى و عقلانى خاصى ندارد. و نمىتواند فضايلى را كه شارع براى آن مقرر داشته، متوجه گريهكننده كند؛ زيرا از نظر شارع، آن گريهاى ارزشمند است كه سازنده باشد و آن گريهاى سازنده است كه انگيزه داشته باشد و هرچه انگيزه عالىتر، نتيجه نيز پربارتر خواهد بود. به اين روايت توجه كنيد:
از حضرت امام صادق ٧ نقل شده كه فرمود:
«ما من شيء إلّا و له كيل و وزن إلّا الدّموع فإنّ القطرة تطفئ بحارا من نار فإذا اغرورقت العين بمائها لم يرهق وجها قتر و لا ذلّة فإذا فاضت حرّمه اللّه على النّار و لو أنّ باكيا بكى في أمّة لرحموا».