بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠٣ - استنتاج
قدم به اين منزل نمىگذارد مگر اينكه خود را از هرچه غير معشوق است مجرد سازد.
|
هرچه جز دين، از او طهارت كن |
هرچه جز حق، بشوى و غارت كن |
|
|
تا به جاروب «لا» نروبى راه |
نرسى بر سراى «الّا اللّه» |
|
پس بايد گفت در طريق سلوك پيش از رسيدن به منزل اتحاد، منزل تجرّد است.
تجرد، در لغت به معناى برهنه شدن و عريان گرديدن است. لذا گفته مىشود:
«جرّد المكان»؛ «بىگياه گرديد مكان». «رجل اجرد»؛ «مرد بىموى».
و در اصطلاح عرفا: سالك مجرد به كسى مىگويند كه قطع علايق از همه تعلّقات دنيوى كرده و وجود خويش را از رذايل اخلاقى منزه كرده باشد. و اين مرحله براى سالك الى اللّه از مشكلترين مراحل طى سلوك است؛ زيرا:
اولا- سالك مىبايست جايگاه ارزشى خود را بشناسد.
ثانيا- خود را از قيد و بند غير محبوب برهاند.
ثالثا- اين رهيدن و تجرّد از همه پديدههاى غير الهى، صددرصد براى رضاى محبوب باشد، نه كسى ديگر.
مولاى عارفان، حضرت على ٧ مىفرمايد:
«العارف من عرف نفسه فأعتقها و نزّهها عن كلّ ما يبعّدها و يوبقها».
«عارف كسى است كه خويشتن را بشناسد و خود را از بند هوا و هوس آزاد سازد و از هرچه كه از خدا دورش مىسازد، پاكيزه نمايد.»[١]
در خبر است كه شخصى به نام مجاشع محضر رسول گرامى اسلام ٦ آمد و ميان او و پيامبر سؤال و جوابهايى بشرح زير مطرح شد:
س: راه خداشناسى كدام است؟
[١] - غرر الحكم، حرف الف.