بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٢٤٢ - ٥ - انسانهاى ابرار(نيكان)
اما در پاسخ به پرسش دوم، موارد زير مىتوانند سبب ترس از خدا بشوند.
قبل از بيان موارد ترس از خدا، ابتدا بايد بدانيم ترس از خدا به چه معنا است؟
مگر خداوند چيز ترسناكى است كه بايد از او ترسيد؟! در پاسخ بايد گفت: ترس به اين معنا كه در ذهن ما خطور مىكند، در مورد خداوند تعالى معنى ندارد، خداوند چيز وحشتناكى نيست كه بندهاش از او بترسد؟ آنچه كه انسان بايد از او بترسد و قرآن با تعبير «ترس از خدا» از آن ياد كرده است، همانا ترس از مسؤوليتهايى است كه انسان در برابر خالق دارد، تكاليف و وظايفى كه نمىداند آيا آنها را به نحو نيكو انجام داده است يا خير، در واقع انسان متّقى كسى است كه همواره از نتيجه اعمالش در ترس و هراس بهسر مىبرد. نمىداند عباداتى كه انجام داده، بندگى كه كرده، مورد قبول درگاه حضرت حق قرار گرفته است يا خير؟
پس، نخستين مورد ترس از خدا، ترديد در قبولى يا عدم قبولى اعمال است.
دومين عامل ترس از خدا، گناهانى است كه انسان انجام داده و اين هم در واقع ترس از مكافات عمل است نه ترس از خدا.
سومين عامل ترس از خدا، ترس از عدل خدا است؛ زيرا اگر خداوند در حسابرسى اعمال ما، با ما براساس عدل خود رفتار كند، چيزى براى ما باقى نمىماند، لذا همواره از خدا مىخواهيم كه خدايا! با ما به فضل و كرمت رفتار كن نه با عدلت.
چهارمين عامل ترس از خدا، ترس از حسابرسى دقيق خدا در فرداى قيامت است؛ ... وَ يَخافُونَ سُوءَ الْحِسابِ[١] مىفرمايد از صفات مؤمنين اين است كه از بدى حساب روز قيامت مىترسند.
اما در پاسخ به پرسش سوم كه نتيجه ترس از خدا چه خواهد بود؟
مىگوييم: در يك بيان كلّى، ترس از خدا سرچشمه همه خيرات دنيا و آخرت
[١] - رعد: ٢١