بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١١٢ - استنتاج
استنتاج ما در اين حكايت، موضعگيرى غيرواقعى انسانها در برخورد با واقعياتى است كه در مراحل مختلف زندگى با آن روبرو مىشوند.
پيش از تبيين اين مطلب، بايد گفته شود كه قرآن كريم در رابطه با ابعاد مختلف جسمى و روحى انسان مسائل فراوانى را بيان كرده است؛ از جمله آن مطالب، اين است كه مىفرمايد:
لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسانَ فِي كَبَدٍ[١] «همانا ما انسان را در بهترين شكل و نظام آفريديم.»
«تقويم» يعنى خلقت مناسب و شايسته، هم از نظر ظاهر و هم از نظر باطن. آيه مىخواهد بفرمايد كه خداوند انسان را از دو بعد روحى و جسمى كامل و شايسته آفريده است و هيچگونه كاستى و نقصان در جسم و روح انسان وجود ندارد، بنابراين معنا، على القائده افعال و اعمال انسان هم كه انعكاسى از آن خلقت احسن تقويم است، مىبايست «احسن تقويم» باشد و هيچ كاستى و خلاف واقعى در آن ديده نشود، ولى آنچه از انسان سرمىزند معمولا برخلاف قائده و فطرت سليم و پاك او است. لذا قرآن همواره از دست كارهاى خلاف انسان شكايت دارد و مىفرمايد:
انسان طغيانگر است.[٢]
انسان مغرور است.[٣]
انسان ظلوم و جهول است.[٤]
انسان پرخاشگر است.[٥]
انسان عجول است.[٦]
انسان بخيل است.[٧]
[١] - تين: ٤
[٢] - علق: ٦
[٣] - انفطار: ٦
[٤] - احزاب: ٧٢
[٥] - كهف: ٥٤
[٦] - اسراء: ١١
[٧] - اسراء: ١٠٠