بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ١٠٩ - استنتاج
(اعم از حيوانات و نباتات و جمادات) سخنگو و اهل كلامند ولى چيزى كه هست ضعف از ماست كه زبان آنان را نمىفهميم. قرآن با صراحت تمام از قول حضرت سليمان ٧ مىفرمايد كه:
... يا أَيُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنا مَنْطِقَ الطَّيْرِ ...[١]
«اى مردم، به ما سخن گفتن پرندگان تعليم داده شده است.»
و زمانى كه لشكريان حضرت سليمان به سرزمين مورچگان رسيد، مورچهاى گفت: اى مورچگان به لانههاى خود برويد تا سليمان و لشكرش ناخودآگاه شما را پايمال نكنند.
فَتَبَسَّمَ ضاحِكاً مِنْ قَوْلِها ...[٢]؛ «و سليمان از سخن آن مورچه خنديد ...»
و هدهد نيز خبر حكومت ملكه سبا را براى حضرت سليمان مىآورد.[٣]
از امام صادق ٧ رسيده كه حضرت على ٧ به ابن عباس فرمودند:
«انّ اللّه علّمنا منطق الطّير كما علّم سليمان بن داود و منطق كلّ دابّة في برّ و بحر».[٤]
«خداوند سخن گفتن پرندگان را به ما آموخت همانگونه كه به سليمان آموخت و همچنين سخن گفتن هر جنبندهاى را كه در خشكى و دريا زندگى مىكند.
|
گر تو را از غيب چشمى باز شد |
با تو ذرّات جهان همراز شد |
|
|
نطق آب و نطق خاك و نطق گِل |
هست محسوس حواس اهل دل |
|
|
جمله ذرات در عالم نهان |
با تو مىگويند روزان و شبان |
|
|
ما سميعيم و بصير و باهُشيم |
با شما نامحرمان ما خامشيم |
|
|
از جمادى سوى جان جان شويد |
غلغل اجزاى عالم بشنويد |
|
[١] - نمل: ١٦
[٢] - نمل: ١٩
[٣] - نمل: ٢١
[٤] - نور الثقلين، ج ١، ص ٨١