بشنو از نى (شرحى بر حكايتهاى مثنوى) - حق شناس، سيد حسين - الصفحة ٨١ - استنتاج
ظاهر هر نامى را مىدانيم ولى باطن و حقيقت نام هر شىء را حضرت حق مىداند.
|
اسم هرچيزى، برِ ما ظاهرش |
اسمِ هرچيزى برِ خالق سِرش |
|
و هر شىء در نهايت به اسم واقعى خود بازگشت مىكند، براى اثبات اين حقيقت تمثيلهايى مىزند و مىفرمايد:
|
نزد موسى نام چوبش بُد عصا |
نزد خالق بود نامش اژدها |
|
چوبى كه در دست حضرت موسى بود، حضرت او را عصا مىخواند، در حالى كه نام واقعى آن اژدها بود. لذا قرآن مىفرمايد:
فَأَلْقى عَصاهُ فَإِذا هِيَ ثُعْبانٌ مُبِينٌ[١]
«به موسى عصاى خود را بيفكند و بيدرنگ اژدهايى نمايان شد.»
و همچنين مثالهاى ديگر، و نتيجه مىگيرد كه:
|
چشم آدم چون به نورِ پاك ديد |
جان و سرّ نامها گشتش پديد |
|
چون چشم دل حضرت آدم ٧ با نور پاك حضرت حق منوّر بود، لذا حقيقت نامها بر او نمايان مىشد. ولى همين آدم ٧ با اينهمه بصيرت، چون قضاى الهى رسيد، دانستن يك نهى بر او مشتبه شد.
|
اينهمه دانست، چون آمد قضا |
دانش يك نهى شد بر وى خطا |
|
و داستان «نهى» از اين قرار است:
وقتى خدا، آدم ٧ را آفريد، او را در بهشت سكونت داد و فرمود: اى آدم، تو و همسرت در اين بهشت زندگى كنيد و از تمامى نعمتهاى آن بهرهمند شويد، جز اينكه از استفاده يك نعمت چشم بپوشيد:
[١] - اعراف: ١٠٧